پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۸
مأموریت جدید قرارگاه بلاغ مبین به فعالان تبلیغی و رسانه‌ای / «مخمصه راهبردی ترامپ و اقتدار ایران را تبیین کنید

قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه‌های علمیه از مبلغان و فعالان فرهنگی و رسانه‌ای خواست که «مخمصه راهبردی ترامپ جنایتکار» و « اقتدار و بازدارندگی فعال ایران» را تبیین روایت کنند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، متن اطلاعیه شماره ۲۹ قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه‌های علمیه بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

بررسی وضع موجود نشان می‌دهد که؛ مهم‌ترین خط خبری روز، حول محور افزایش فشار همزمان سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. شبکه‌ها و رسانه‌های جریان اصلی غربی از جمله سی‌ان‌ان، بلومبرگ، اکسیوس، رویترز، فاکس نیوز و نیز رسانه‌های عبری، با برجسته‌سازی تهدیدهای تازه ترامپ، تماس او با نتانیاهو، سناریوهای حمله نظامی و محاصره دریایی، در حال بازنمایی ایران به عنوان «موضوع یک ضرب‌الاجل فشرده» و
«پرونده در آستانه تشدید» هستند.

در سوی دیگر، ارزیابی راهبردی از رفتار ترامپ نشان می‌دهد که او پس از ناکامی در جنگ علیه ایران، در مخمصه‌ای گرفتار شده است: از یک سو نمی‌تواند تهدید را کنار بگذارد و از سوی دیگر تهدیداتش نتیجه‌ای ندارد. ترامپ در دو راهی تهدید نظامی و افزایش قیمت نفت قرار دارد و به خوبی می‌داند اقدام نظامی دستاوردی نداشته و ایران آماده ضربات شدیدتر به او و متحدانش، به‌ویژه رژیم
صهیونیستی است.

از این رو، سیاست تبلیغی،فرهنگی و رسانه‌ای باید با هدف افشای کارزار فشار همزمان به عنوان نماد درماندگی راهبردی آمریکا و تبیین مخمصه ترامپ در برابر اقتدار ایران طراحی شود.

بایدها و نبایدهای تبلیغی_رسانه ای:

الف) نکات، محورها و مسائلی که باید در عرصه تبلیغ و رسانه‌ها مورد پردازش قرار گیرند (بایدها):

۱. تبیین «فشار همزمان» به عنوان «اقدام درماندگی نه قدرت»: برجسته‌سازی این نکته که وقتی یک قدرت بزرگ ناگزیر به استفاده همزمان از ابزارهای سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی علیه یک کشور می‌شود، در واقع از ناکامی ابزارهای یک‌بعدی خود پرده برمی‌دارد. اگر تهدید نظامی واقعاً کارآمد بود، نیازی به کارزار رسانه‌ای گسترده نبود. این فشار همزمان، نشانه بحران مشروعیت و کارآمدی گزینه‌های آمریکا است.

۲. تبدیل «ضرب‌الاجل فشرده» به «نماد ضعف چانه‌زنی ترامپ»: هرگونه ضرب‌الاجل نشان‌دهنده فقدان ابتکار راهبردی و تلاش برای جبران ضعف از طریق نمایش شتابزدگی است. رسانه‌های ایران باید تأکید کنند: «کسی که ضرب‌الاجل تعیین می‌کند، کسی است که قدرت تحمل هزینه‌های انتظار را ندارد. ترامپ به دلیل فشارهای داخلی و بین‌المللی عجله دارد، نه ایران.»

۳. بازخوانی «تماس ترامپ با نتانیاهو» در چارچوب وابستگی متقابل شکننده: این تماس نه به عنوان هماهنگی دو متحد، بلکه به عنوان نشانه‌ای از نیاز آمریکا به اسرائیل برای خروج از مخمصه تحلیل شود. زیرا اسرائیل نیز به خوبی می‌داند که هرگونه اقدام نظامی گسترده، پاسخ موشکی قاطع ایران را به دنبال خواهد داشت. این تماس، ابعاد بن‌بست را آشکار می‌کند.

۴. بزرگ‌نمایی «دو راهی ترامپ: جنگ یا گرانی نفت»: رسانه‌ها باید این دوراهی را به عنوان «معادله بازدارنده ایران» تثبیت کنند. هر تهدید نظامی جدید، قیمت نفت را جهش می‌دهد و اقتصاد آمریکا را با شوک بی‌سابقه‌ای مواجه می‌کند. این همان بازدارندگی اقتصادی-نظامی ترکیبی است که ایران با تکیه بر توانایی بستن تنگه هرمز و تهدید زیرساخت‌های انرژی منطقه ایجاد کرده است.


۵. تبیین «افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار» به عنوان سیگنال هشدار به آمریکا: رسانه‌ها باید نشان دهند که بازارهای جهانی به سرعت تهدیدات ترامپ را با افزایش قیمت پاسخ می‌دهند. این واکنش بازار، یک «رأی اعتماد به بازدارندگی ایران» و «رأی عدم اعتماد به ثبات‌آفرینی آمریکا» است. هرچه ترامپ تهدید بیشتر کند، قیمت نفت بالاتر می‌رود و هزینه‌های سیاسی و اقتصادی او در داخل افزایش می‌یابد.


۶. تبدیل «ناکامی ترامپ در جنگ» به یک گزاره قطعی و تثبیت‌شده: ناکامی در جنگ علیه ایران باید در رسانه‌های ایران به عنوان یک «واقعیت غیرقابل انکار» بازتاب یابد. تأکید شود: «ترامپ و مشاورانش به خوبی می‌دانند که هرگونه ماجراجویی نظامی جدید، فاجعه‌بارتر از گذشته خواهد بود. بنابراین به فشار رسانه‌ای و تهدیدات لفظی پناه برده‌اند.»


۷. پردازش «آمادگی ایران برای ضربات شدیدتر به اسرائیل»: ایران آماده ضربات شدیدتر به رژیم صهیونیستی است و رسانه‌ها باید با حفظ سطح راهبردی (نه جزئیات عملیاتی) تأکید کنند که «هرگونه اشتباه محاسباتی در تل‌آویو یا واشنگتن، با پاسخی چندین برابر شدیدتر از عملیات‌های پیشین مواجه خواهد شد. اسرائیل در عمق سرزمینی خود آسیب‌پذیر است و هیچ پایگاه یا تأسیساتی از گزینه‌های پاسخ ایران مصون نیست.»

ب) نکات، محورها و مسائلی که نباید در عرصه تبلیغ و رسانه‌ها مورد پردازش قرار گیرند (نبایدها):

۱. بازتولید روایت «ایران در آستانه تشدید» یا «تحت ضرب‌الاجل» بدون چارچوب‌سازی متقابل: هرگز نباید صرفاً خبر از «افزایش فشار» یا «سناریوهای حمله» بدون تحلیل درماندگی پشت آن منتشر شود. اخبار تهدیدآمیز رسانه‌های غربی باید همیشه با این قالب همراه شود: «این تهدیدات، بازتاب ضعف و ناامیدی طرف مقابل است.»


۲. بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی یا ضعف‌های اقتصادی ایران در این بازه زمانی: در شرایطی که دشمن یک کارزار فشار همزمان طراحی کرده، هرگونه برجسته‌سازی مسائل داخلی ایران به عنوان «هدف‌گیری خودی با مهمات دشمن» تلقی می‌شود. رسانه‌ها باید در این مقطع بر نقاط قوت بازدارندگی و شکنندگی آمریکا متمرکز شوند.


۳. ایجاد این باور که «جنگ حتمی است» یا «ضرب‌الاجل جدی است»: این دقیقاً همان روایتی است که رسانه‌های غربی و عبری می‌خواهند تثبیت کنند. رسانه‌های ایران باید با تکیه بر تحلیل مخمصه ترامپ نشان دهند که «گزینه جنگ عملاً از روی میز برداشته شده و این تهدیدات، آخرین نفس‌های یک استراتژی شکست‌خورده است.»


۴. بحث درباره جزئیات «سناریوهای محاصره دریایی» یا «زمان احتمالی حمله»: هرگونه پرداختن به جزئیات چنین سناریوهایی، دو اشکال دارد: اولاً به دشمن در سنجش واکنش ایران کمک می‌کند، ثانیاً در افکار عمومی داخلی وحشت ایجاد می‌کند. باید در سطح کلان گفت: «ایران برای هر سناریویی طرح دارد و پاسخ متناسب خواهد بود» بدون ورود به جزئیات.


۵. ایجاد تقابل یا قطب‌بندی داخلی پیرامون نحوه مواجهه با مذاکرات: نباید به گونه‌ای عمل شود که گویی بین «جبهه مذاکره» و «جبهه مقاومت» شکاف وجود دارد. چارچوب واحد باید این باشد: «مذاکره از موضع قدرت و بدون عقب‌نشینی از اصول، و همزمان تقویت بازدارندگی نظامی و اقتصادی.»

قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین
۱۴۰۵/۲/۳۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha